در حضور خارها هم مي شود يك ياس بود ..... در هياهوي مترسكها پر از احساس بود.... مي شود حتي براي ديدن پروانه ها ..... شيشه هاي مات يك متروكه را الماس بود ..... دست در دست پرنده ... بال در بال نسيم .... ساقه هاي هرز اين انديشه ها را داس بود ..... كاش مي شد ..... حرفي از اي كاش ها ، هرگز نبود .... هر چه بود احساس بود و عشق بود و ياس بود.... I'm looking for who believe in God and Love .If you believe that we can go for. شاید به هم باز رسیم روزی که من به سان دریایی خشکیدم و تو چون قایقی فرسوده بر خاک ماندی امّا اکنون میان ما فاصله چندان است ...که میان ابرهایی که در آسمان و انسان هایی که بر زمین سرگردانند