زندكى را ورق بزن هر فصلش را خوب بخوان با بهار برقص با تابستان بجرخ در پاييزش عاشقانه قدم بزن با زمستانش بنشين و جايت را به سلامتى نفس كشيدنت بنوش زندكى را بايد زندكَى كرد، آن طوركه دلت ميكَويد مبادا زندكَى را دست نخورده براى مركَ بكذارى، اگر چشم انتظار کسی نبودی بدان تنهای، اگر کلید را به در انداختی وصدای کلید را خود شنیدی بدان تنهای، اگر به یاد گذاشتها شب خوابیدی بدان که تنهای، عزیز دل هیچ نعمتی بالاتر از یک همدم خوب نیست. تنهایت را بردار و بیا که اینجا یک جاه برای یه قلب مهربانی هست.